تبلیغات
بعضی حرفا... - فقط خانم ها این رو بخونند
بعضی حرفا...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

خانم‌ ها: چگونه ظاهری زنانه داشته باشید

http://www.nightfa.com/uploads/1330340193.jpg
 

جسم کالبد روح است و لباس پوسته آن کالبد؛ اما معمولاً این پوسته است که از هسته درونی خبر می‌دهد.

http://www.nightfa.com/uploads/1330245773.gifزنانگی چیست؟

تحقیق و مطالعه درمورد ویژگی‌ها و خصوصیات زن ایدآل با زنانگی شروع می‌شود. زنانگی کیفیتی لطیف و ظریف است که در ظاهر، رفتار، اعمال و طبیعت زنان دیده می‌شود. زنان زنانه، لطیف، وابسته، مطیع، قابل‌اعتماد، ساده  و کودکانه هستند. بهترین راه برای توصیف زنانگی با فقدان توانایی‌ها و خصوصیات مردانه در آنهاست—نداشتن خشونت، قابلیت، کارایی، شجاعت و قدرت مردانه.

مردان عاشق زنانگی خانم‌ها هستند زیرا با مردانگی آنها تضادی عمیق دارد. یک زن زنانه باعث می‌شود مرد مردانگی بیشتری احساس کند و این احساس یکی از بهترین تجربیات برای اوست.

زنانگی و احساسات لطیف و رمانتیک در مرد پابه‌‌پای هم پیش می‌روند. وقتی زنانگی نباشد، احساسات لطیف هم نیست. بااینکه ممکن است هنوز دوستتان داشته باشد، به شما احترام بگذارد و کارهایتان را تحسین کند، اما دیگر آن جنبه لطیف آنها را بیدار نمی‌کنید.

زنی که زنانگی واقعی داشته باشد ذاتاً به سوی همه جوانب زنانگی کشیده می‌شود. از اینکه یک زن باشد احساس غرور می‌کند، به اینکه خصوصیاتی متفاوت با مردان دارد به خود می‌بالد، از مادر بودن احساس لذت می‌کند، از کار خود در خانه احساس رضایت می‌کند و علاقه‌ای به شرکت در دنیای مردانه ندارد.

مناطق تمرکز هم درونی و هم بیرونی هستند. زنانگی بیرونی به ظاهر، طرز لباس پوشیدن و طرز حرکات و اعمال فرد بستگی دارد و زنانگی درونی طبیعت و نگرش شما به نقش زن را پوشش می‌دهد.

زنانگی درست متضاد مردانگی است و با تاکید بر این تفاوت‌ها به دست می‌آید. اگر می‌خواهید واکنشی زنانه به چیزی داشته باشید، درمورد مردان تحقیق کنید و درست متضاد آن را انجام دهید.

http://www.nightfa.com/uploads/1330245773.gifظاهر زنانه

مردها معمولاً زنان را به خاطر نگرانی از وضعیت ظاهریشان پوچ و احمق تصور می‌کنند اما مخفیانه از بابت اینکه زنان اهمیت خیلی زیادی به ظاهرشان می‌دهند خوشحال هستند. زنان زنانه هیچوقت به خود بی‌توجه نمی‌شوند و همیشه و در همه حال ظاهری آراسته و مرتب دارند. هیچوقت افراطی برخورد نمی‌کنند اما این یکی از اولویت‌های آنهاست که بدانند ظاهرشان بر اطرافیانشان تاثیر می‌گذارد.

http://www.nightfa.com/uploads/1330245773.gifتاکید بر تفاوت‌ها

وقتی به ظاهرتان فکر می‌کنید، باید از طریق راه‌های زیر بر تفاوت‌هایتان با مردان تاکید داشته باشید:

• جنس و مواد – به جنس‌ها و موادی فکر کنید که از نظر رنگ، حس، وزن و تاثیر زنانه‌تر هستند. مردان معمولاً از پارچه‌های پرزدار و کرکی، بنددار و نازک استفاده نمی‌کنند و معمولاً پارچه‌هایی سنگین‌تر و ضخیم‌تر را انتخاب می‌کنند. از چنین پارچه‌هایی مخصوصاً اگر به سبک مردانه دوخته شده باشند اجتناب کنید. فقط زمانی از آنها استفاده کنید که با رنگ و سبکی زنانه دوخته شده باشند.

درعوض سعی کنید لباس‌هایتان را از جنس کتان، پشم لطیف، لینن، ابریشم، ساتن، و بافت‌های ظریف انتخاب کنید. ابریشم، ساتن، مخمل، اورگاندی جنس‌هایی کاملاً زنانه هستند. اصلاً تصور نکنید که از مُد افتاده هستند. این جنس‌ها اگر با سبک و روش‌های امروزی دوخته شوند بسیار شیک خواهند بود.

•  رنگ – رنگ‌های زنانه لطیف، کمرنگ، روشن و قوی هستند. حتی رنگ سیاه هم اگر با پارچه مناسب استفاده شود کاملاً زنانه خواهد بود. از رنگ‌های یکنواخت و خسته‌کننده مثل قهوه‌ای، طوسی و خاکستری دوری کنید. این رنگ‌ها فقط زمانی قابل استفاده هستند که با جنس پارچه، برش و سبکی زنانه استفاده شوند.

• طرح – بسیاری طرح‌ها از نظر ظاهری بسیار مردانه هستند و نباید از آنها استفاده کنید. همچنین از طرح‌های پر زرق و برق و جلف یا آنها که سلیقه زیادی در آنها به کار برده نشده است استفاده نکنید. طرح لباس و پارچه باید توجه به زنانگی را تقویت کند نه توجه به خود را. آنها باید اول شما را ببینند نه لباستان را.

• سبک – مطمئناً همه شما مدل کت و شلوار رسمی زنانه مخصوص محل کار را دیده‌اید. این سبک به هیچ وجه زنانه نیست. دقت کنید که برش و سبک لباستان شبیه به لباس‌های مردانه نباشد. لباس‌هایی بپوشید که در عین اعتدال اندامتان را زیباتر نشان دهند.

شلوار همیشه یکی از مباحثه‌انگیزترین سبک‌های لباس پوشیدن خانم‌ها بوده است. شلوار زنانه‌ترین لباسی نیست که می‌توانید بپوشید. اگر از آن استفاده می‌کنید دقت کنید که سبک، رنگ و برش آن زنانه و جذاب باشد. پیشنهاد می‌کنیم که عکسی از خودتان هم از جلو و هم از عقب بگیرید تا ببینید آن شلوار در تنتان چطور دیده می‌شود. اگر شلوار پوشیدید حتماً بقیه لباس‌هایتان را زنانه‌تر انتخاب کنید.

• تزئینات – می‌توانید تاثیر مردانه لباس‌ها را با استفاده هوشمندانه از تزئینات از بین ببرید. می‌توانید با کمی بند، روبان، مروارید، کمربند و امثال آن، لباس‌هایتان را زنانه‌تر کنید.

• لوازم جانبی – از کیف‌های زنانه و باسلیقه استفاده کنید. کفش و جواهرات هم ابزارهایی مهم برای ایجاد تاثیر زنانه در ظاهرتان هستند.

• نظافت – سعی کنید همیشه تمیز و خوش‌بو باشید. به وضعیت لباس‌هایتان خوب توجه کنید. در صورت نیاز آنها را اتو بکشید. مدل موهایتان باید جذاب و زنانه باشد.

• آرایش – اگر می‌خواهیم آرایش کنید، باید اینکار را با مهارت انجام دهید. آرایش باید برای تاکید بر ویژگی‌های ذاتی شما باشد. اگر نمی‌دانید چطور باید درست آرایش کنید یا از چه رنگ‌هایی استفاده کنید، به کلاس‌های خودآرایی بروید.

•  حیا و نجابت – مردان به زنانی که در دید عموم لباس‌های بیش از اندازه باز و کوتاه می‌پوشند احترام نمی‌گذارند. باید جذاب به نظر برسید نه جذب‌کننده!

http://www.nightfa.com/uploads/1330245773.gifظاهر زنانه چه می‌کند:

زنانه لباس پوشیدن و مرتب و آراسته بودن ارزش فردی شما را بالا می‌‌برد. آنچه برای ظاهرتان انجام می‌دهید به درون شما هم اثر می‌گذارد و برعکس.

لباس‌های زنانه بهترین احساس را در مردان ایجاد می‌کند. این جنبه مردانه آنها را بیدار کرده و باعث می‌شود بیشتر به شما احترام بگذارند، به نظرشان جذاب‌تر برسید و محبت و مراقبت بیشتری به شما داشته باشند. توجه آنها را بیشتر جلب کرده و تصور نمی‌کنند که دشمن آنها هستید یا باید با شما رقابت کنند.




 

چگونه می‌توانید اعتماد به نفستان را بالا ببرید؟

http://www.nightfa.com/uploads/1330286738.jpg

 

ذهن کیوان وقتی مشغول انجام تکالیف مدرسه است مدام سرگردان است. با خود فکر می‌کند، "محال است که در این امتحان را بتوانم خوب بدهم"، "حق با پدرم است، من درست مثل اونم—هیچوقت نمی‌توانم آدم موفقی شوم." بعد به بدن خود نگاه می‌کند و فکر می‌کند که چقدر پاهایش لاغر هستند. با خود می‌گوید، "اَه مطمئنم که مربی فوتبال وقتی ببیند که چقدر لاغرم نمی‌گذارد که در تیم بازی کنم."

مهرداد هم برای همان امتحان مشغول درس خواندن است و او هم خیلی به موضوع آن درس علاقه‌مند نیست. اما شباهت این دو نفر فقط به همین منتهی می‌شود. مهرداد دیدگاه کاملاً متفاوتی دارد. او با خود فکر می‌کند، "خوب، باز هم ریاضی. چقدر بد. خوب است که حداقل در درسی که خیلی دوست دارم، فیزیک، موفقم." و وقتی مهرداد به ظاهر خود فکر می‌کند، دیدگاه بسیار مثبت‌تری نسبت به کیوان دارد. بااینکه از کیوان کوتاه‌تر و لاغرتراست اما آنقدرها از اندام خود انتقاد نمی‌کند و با خود فکر می‌کند، "درست است که لاغرم اما خیلی خوب می‌توانم بدوم و می‌توانم برای تیم فوتبال مدرسه خیلی مفید باشم."

 

http://www.nightfa.com/uploads/1330245773.gifتعریف اعتماد به‌ نفس

همه ما یک تصویر ذهنی از چیزی که هستیم، ظاهرمان، اینکه در چه کارهایی خوب هستیم و نقاط ضعفمان چیست، داریم. این تصویر به مرور زمان در ذهن ما ایجاد می‌شود و شروع آن زمانی است که کودک بسیار کوچکی بودیم. واژه تصویر یا تجسم نفس برای اشاره به تصویر ذهنی فرد از خود استفاده می‌شود. بخش عظیمی از تصویر نفس ما به ارتباطاتی که با دیگران داریم و تجربیات ما در زندگی بستگی دارد. این تصویر ذهنی اعتمادبه‌نفس ما را تعیین می‌کند.

اعتمادبه‌نفس یعنی اینکه چقدر احساس ارزشمندی، دوست داشته شدن و پذیرفته شدن می‌کنیم، چقدر دیگران نظر خوب و مثبتی به ما دارند و چقدر ما احساس خوبی نسبت به خود داریم. افرادیکه اعتمادبه‌نفسی سالم دارند، ارزش خود را درک کرده و از توانایی‌ها، مهارت‌ها و دستاوردهای خود احساس غرور می‌کنند. افرادیکه اعتمادبه‌نفس پایینی دارند احساس می‌کنند که هیچکس آنها را دوست ندارد و نمی‌پذیرد و نمی‌توانند در هیچ کاری موفق شوند.

همه ما گاهی اوقات مشکلاتی با اعتمادبه‌نفس خود پیدا می‌کنیم—مخصوصاً در دوران نوجوانی که تازه می‌خواهیم بدانیم که هستیم و چه نقشی در دنیا داریم. خوشبختانه چون تصویر ذهنی هر کس نسبت به خودش در طول زمان تغیر می‌کند، اعتمادبه‌نفس ما در همه زمان‌ها در طول زندگی به یک اندازه نیست. پس اگر تصور می‌کنید که آنطور که باید اعتمادبه‌نفس ندارید، باید بدانید که می‌توانید آن را تقویت کنید.

 

http://www.nightfa.com/uploads/1330245773.gifمشکلات مربوط به اعتماد به نفس

قبل از اینکه بتوانید بر مشکلات مربوط به اعتمادبه‌نفس غلبه کنید و اعتمادبه‌نفسی سالم داشته باشید، بد نیست بدانید که علت این مشکلات چیست. دو مسئله—اینکه دیگران چطور ما را دیده و با ما رفتار می‌کنند و اینکه خودمان چه دیدی نسبت به خودمان داریم—می‌تواند بر اعتمادبه‌نفس ما تاثیر داشته باشد.

والدین، معلمین و سایر افراد بر دیدگاه ما نسبت به خودمان اثر می‌گذارند—مخصوصاً وقتی کودک هستیم. اگر والدین بیشتر از اینکه فرزند خود را تحسین کنند از او انتقاد کنند، برای آن کودک دشوار خواهد بود که اعتمادبه‌نفسی سالم داشته باشد. ازآنجا که نوجوانان در دورانی به سر می‌برند که مشغول شکل دادن ارزش‌ها و اعتقادات خود هستند، نظر والدین، معلم‌هایشان و دیگران اثر عمیقی بر تصویر آنها از خود خواهد داشت.

آشکار است که وقتی کسی که پذیرش او اهمیت زیادی برایتان دارد مدام شما را تحقیر می‌کند، اعتمادبه‌نفس شما تخریب می‌شود. اما لازم نیست که این انتقاد فقط از سوی دیگران باشد. خیلی از بچه‌ها یک منتقد درونی دارند، صدایی در درونشان که از هر کاری که می‌کنند اشکال می‌گیرد. و خیلی‌وقت‌ها این بچه‌ها آن صدای درونی را الگوی خود قرار داده و دیگر به نظر بقیه توجه نمی‌کنند.

به مرور زمان گوش دادن به این صدای منفی درونی می‌تواند به همان اندازه‌ای انتقادات دیگران اعتمادبه‌نفس فرد را تخریب کند. بعضی‌ها آنقدر به این صدای درونی عادت می‌کنند که اصلاً متوجه نمی‌شوند که مدام در حال تحقیر خود هستند.

انتظارات غیرواقعی هم می‌توانند بر اعتمادبه‌نفس فرد اثر بگذارند. افراد تصویری از آنچه می‌خواهند بشوند در ذهن خود دارند. تصویر هرکس از فرد ایدآلش متفاوت است. بعنوان مثال بعضی افراد مهارت‌های ورزشکاران را تحسین می‌کنند و بعضی توانایی دانشمندان را. آنهایی که تصور می‌کنند توانایی که تحسین می‌کنند را دارا هستند معمولاً اعتمادبه‌نفس بالایی دارند.

آنهایی که تصور می‌کنند خصوصیات و ویژگی‌های موردعلاقه‌شان را ندارند، اعتمادبه‌نفس پایینی دارند. متاسفانه خیلی وقت‌ها افرادیکه اعتمادبه‌نفس خوبی ندارند خصوصیات موردنظرشان را دارا هستند، فقط چون تصویر ذهنی آنها آنطور ایجاد شده است، قادر به دیدن آن نیستند.

 

http://www.nightfa.com/uploads/1330245773.gifچرا اعتماد به ‌نفس مهم است؟

احساس ما نسبت به خودمان می‌تواند بر نحوه زندگی کردن ما تاثیر بگذارد. افرادیکه احساس می‌کنند دوست‌داشتنی هستند (به عبارت دیگر آنهایی که اعتمادبه‌نفس بالایی دارند) روابط بهتری هم دارند. این افراد تمایل بیشتری برای کمک گرفتن از دوستان و خانواده‌شان دارند. افرادیکه باور دارند می‌توانند به اهدافشان برسند و مشکلاتشان را حل کنند، در درس و تحصیل موفق‌تر هستند. داشتن اعتمادبه‌نفس بالا باعث می‌شود بتوانید خود را پذیرفته و زندگی خوبی داشته باشی

 

http://www.nightfa.com/uploads/1330245773.gifراهکارهای تقویت اعتماد به ‌نفس

اگر می‌خواهید اعتمادبه‌نفستان را بالا ببرید، در زیر به چند راهکار خوب اشاره می‌کنیم:

• دست از افکار منفی درمورد خودتان بردارید. اگر عادت دارید فقط به کمبودهای خود فکر کنید، سعی کنید از این به بعد روی جوانب مثبت خودتان تمرکز کنید. هر زمان که احساس کردید بیش از اندازه نسبتب ه خودتان انتقادی نگاه می‌کنید، یک نکته مثبت درمورد خودتان بگویید. هر روز سه ویژگی خودتان که شادتان می‌کند را یادداشت کنید.

• به دنبال موفقیت باشید نه کمال. بعضی افراد خود را اسیر ایدآل‌گرایی می کنند. به جای اینکه خودتان را با تفکراتی مثل، "تا 10 کیول وزن کم نکنم برای تست بازیگری نمی‌روم" عقب نگه دارید، به این فکر کنید که در چه کارهایی خوب هستید و از چه چیزهایی لذت می‌برید و به سراغ  آنها بروید.

• اشتباهات را فرصت‌هایی برای یادگیری ببینید. قبول کنید که اشتباه می‌کنید چون همه انسان‌ها اشتباه می‌کنند. اشتباهات بخشی از یادگیری هستند. به خودتان یادآور شوید که استعدادهای هر فرد مدام در حال تغییر و رشد است و همه آدمها در کارهای مختلف استعداد و توانای دارند—همین آدمها را جالب می‌کند.

• چیزهای جدید را امتحان کنید. فعالیت های مختلف را امتحان کنید تا استعدادهای خود را بهتر بشناسید. بعد به توانایی‌ها و مهارت‌های جدیدی که به دست می‌آورید افتخار کنید.

• تشخیص دهید چه چیزهایی را می‌توانید و چه چیزهایی را نمی‌توانید تغییر دهید. اگر تشخیص دهید که بخاطر یک مسئله درمورد خودتان ناراحت هستید که می‌توانید آن را تغییر دهید، از همین امروز شروع کنید. اگر چیزی است که قادر به تغییر آن نیستید (مثل قدتان) سعی کنید خودتان را همانطور که هستید قبول کرده و دوست بدارید.

• هدف تعیین کنید. فکر کنید دوست دارید چه کاری انجام دهید و بعد برای انجام آن برنامه‌ریزی کنید. برنامه‌تان را به دقت و با تعهد دنبال کنید و روند پیشرفتتان را بررسی کنید.

• به ایده‌ها و نظرات خود افتخار کنید. برای ابراز عقاید خود خجالت نکشید.

• کمک کنید. به یکی از همکلاسی‌هایتان که مشکل دارد در درس‌ها کمک کنید، به مادرتان برای مرتب کردن خانه کمک کنید یا برای هر کار مثبت دیگر پیشقدم شوید. وقتی احساس کنید که در زندگی دیگران تغییر ایجاد می‌کنید و کمک شما ارزشمند است، اعتمادبه‌نفستان بالا خواهد رفت.

• ورزش کنید! با ورزش کردن می‌توانید استرستان را خالی کرده، سالم‌تر و شادتر شوید.

• خوش بگذرانید. آیا تا بحال همچنین فکری داشته‌اید که اگر لاغرتر بودید دوستان بیشتری داشتید؟ سعی کنید از بودن با آدمها لذت ببرید و کارهایی انجام دهید که از آن لذت می‌برید. استراحت کنید و خوش بگذرانید.

هیچوقت برای ساختن اعتمادبه‌نفسی سالم و مثبت دیر نیست. در برخی موارد که آسیب احساسی عمیق و طولانی است، ممکن است به کمک به متخصص مثل یک روانشناس یا مشاور نیاز پیدا کنید. این متخصصین می‌توانند بعنوان یک راهنما به افراد کمک کنند که خودشان را دوست داشته باشند و توانایی‌ها و استعدادهای خاص خود را بشناسند.

اعتمادبه‌نفس در هر کاری که انجام می‌دهید نقش مهمی دارد. افرادیکه اعتمادبه‌نفس بالایی دارند در مدرسه عملکرد بهتری دارند و پیدا کردن دوست خیلی برایشان راحت‌تر است. معمولاً روابط بهتری با همسالان و بزرگترهای خود دارند، شادتر هستند، برخورد بهتری با اشتباهاتشان، ناامیدی‌ها و شکست‌هایشان داشته و معمولاً آنقدر یک کار را ادامه می‌دهند تا در آن موفق شوند. تقویت اعتمادبه‌نفس نیاز به زمان و تلاش زیادی دارد اما وقتی آن را انجام دادید، تا آخر عمر این مهارت از یادتان نخواهد رفت.



 

http://www.nightfa.com/uploads/1330245773.gifمنتقد درونیتان را تعلیم دهید:

 چون این منتقد درون شماست، می‌توانید کنترل آن را به دست بیاورید و اجازه ندهید که تحقیرتان کند یا چون فکر می‌کند شکست می‌خورید نگذارد کاری را انجام دهید. تصمیم بگیرید که از این به بعد این ندای درونیتان فقط توصیه‌ها و پیشنهادات مثبت برایتان داشته باشد.



 

http://www.nightfa.com/uploads/1330245773.gifمراقب ایدآل‌گرایی باشید!

 آیا انتظار غیرممکن‌ها را دارید؟ بد نیست که توقعات بالا داشته باشدی اما اهدافی که برای خودتان تعیین می‌کنید باید قابل دستیابی باشند. پیش به جلو بروید و برای اینکه یک قهرمان ورزشی شوید خیالپردازی کنید—اما همه تلاشتان را برای بالا بردن کیفیت ورزشیتان هم به کار گیرید.

 


 

چطور با خانواده همسرتان کنار بیایید

http://www.nightfa.com/uploads/1330299416.jpg
 

آیا شنیدن کلمه خانواده همسر یا "مادرشوهر" فشارخونتان را بالا می‌برد؟ آیا برای کنار آمدن با خانواده همسرتان حسابی دچار مشکل شده‌اید تا جاییکه واقعاً دوست دارید بدانید چطور می‌توانید از دست مادرشوهر و خواهرشوهر یا بقیه اعضای خانواده همسرتان خلاص شوید؟

احتمالاً با عشق فراوان با همسرتان ازدواج کرده‌اید اما نمی‌دانستید که بعد از ازدواج مجبور خواهید بود با خانواده سرسخت او هم کنار بیایید و حتی ممکن است الان از آنها متنفر هم باشید. کنار آمدن با خانواده همسر گاهی واقعاً دشوار می‌شود مخصوصاً اگر طوری وانمود کنند که همه مشکلات از جانب شماست و باعث شوند احساس کنید که بهتر است دهانتان را ببندید تا آرامش برقرار شود. اما خیلی وقت‌ها را مجبورید کنار آنها بگذرانید، مثل روزهای تعطیل و باید بدانید چطور می‌‌توانید به بهترین شکل با آنها برخورد کنید.

مشکلات متداولتان ممکن است شکایت مادرشوهرتان از دست‌پخت شما یا خانه‌داریتان باشد، اینکه مدام سوال‌پیچتان کند که کی می‌خواهید بچه‌دار شوید یا از نحوه بزرگ کردن و تربیت بچه‌هایتان ایراد بگیرد. ممکن است مادرشوهرتان حرفی بزند یا کاری کند که تصور کنید هنوز شوهرتان را یک پسربچه کوچولو می‌بیند. شاید هم از این واقعیت که والدین خودتان و والدین همسرتان نتوانند هیچوقت با هم کنار بیایند واهمه داشته باشید و تصور کنید شاید این مشکلات به زودی زندگی زناشوییتان را برهم زند.

آیا درک نمی‌کنید که چرا همسرتان در واکنش به تاثیر والدینتان در زندگی زناشویی شما چنین رویکرد خشمگین و ناراحتی دارد؟ اگر مردی هستید که نمی‌دانید برای اینکه همسر و مادرتان بهتر با هم کنار بیایند چه باید بکنید، باید درک کنید که چرا همسرتان تا این اندازه ناراحت است و چرا برای کنار آمدن با مادرتان یا سایر اعضای خانواده مشکل دارد.

بااینکه درست است که لزومی ندارد در همه موقعیت‌ها پادرمیانی کنید و مشکلات بین همسر و مادرتان را برطرف کنید، اما همسرتان به این دلیل ناراحت است که والدینتان در مسائل کاملاً خصوصی زندگی شما که فقط باید توسط خود شما و همسرتان درمورد آن تصمیمگیری شود، دخالت می‌کنند. این شامل کنار آمدن با خواهرشوهر، برادرشوهر، پدرشوهر و هر عضو دیگر خانواده که دردسرساز می‌شود هم می‌تواند باشد.

از خودتان سوال کنید: اگر کسی وارد خانه‌تان شده و دسته‌چکتان را بی‌اجازه برداشته و بخاطر خرج‌ومخارجتان از شما سوال و جواب کند، آن را رفتاری غیرقابل قبول نمی‌دانید؟ آیا چون تصور می‌کنید اینکه پول‌هایتان را چطور خرج می‌کنید، هیچ ارتباطی با آن فرد ندارد، نسبت به این رفتار فوراً واکنش نمی‌دهید؟ همسرتان هم دخالت‌های مداوم والدینتان در مسائل خصوصی شما را همینطور می‌بیند.

همسرتان بی‌میلی شما به حرف زدن در این مورد و متوقف کردن این دخالت‌ها در زندگی خانوادگیتان را نوعی خیانت می‌بیند. همسرتان تصور می‌کند که این دخالت‌های بی‌دلیل والدینتان موجب برهم خوردن رابطه شما شده و ممکن است به قیمت از بین رفتن زندگی زناشوییتان تمام شود و باید فوراً به آن خاتمه داده شود.

همسرتان باور دارد که هربار که جانب والدینتان را می‌گیرید و برای جلوگیری از مداخله‌های آنها هیچ کاری نمی‌کنید، به ازدواجتان خیانت می‌کنید. خیانت یکی از عمیق‌ترین ضربه‌هایی است که می‌توانید به قلب همسرتان وارد کنید که اگر تغییر نکند می‌تواند خشم و ناراحتی شدید ایجاد کند که شما و همسرتان را از هم دورتر و دورتر کرده و در آخر ازدواجتان را به طلاق می‌کشاند. بله دقیقاً تا همین اندازه جدی است.

آیا دوست ندارید ازدواج با همسرتان بر هم بخورد؟ پس چه زن باشید و چه شوهر، هر دوی شما باید به این توافق برسید که مشکلی با خانواده همسر وجود دارد که باید حل شود تا بتوانید از ازدواجتان محافظت کنید. اگر خانواده زنتان در زندگی شما دخالت می‌کنند و این مسئله اعصاب شما را خورد کرده است، این هم به توجه فوری نیاز دارد.

دوست دارید بدانید چطور می‌توانید با خانواده همسرتان کنار بیایید؟

• وفاداری را نمی‌توان تقسیم کرد. وقتی با همسرتان ازدواج کردید، به او قول داده‌اید که بالاترین اولویت زندگی را به او بدهید و وفاداری شما دقیقاً باید به همین باشد. اگر همسرتان با مادرشوهر خود مشکل دارد، این وظیفه شماست که پادرمیانی کرده و مشکل را حل کنید. اگر شوهری هم با مادر یا سایر اعضای خانواده همسرش مشکل دارد، باز هم این وظیفه زن است که جانب شوهرش را گرفته و مشکل را برطرف نماید.

• بین شما و خانواده همسرتان باید مرزهای درست و مشخصی ایجاد شود تا مشکلی ایجاد نشود. همراه با همسرتان درمورد این مرزبندی‌ها مشورت کنید و نقش والدین همسر را در زندگی زناشوییتان مشخص کنید. همه موارد را جایی یادداشت کرده و به یک نتیجه مشخص برسید.

• والدین خودتان و همسرتان فقط چیزهایی را خواهند فهمید که خود شما به آنها می‌گویید. مرزها را طوری تعیین کنید که همسرتان بداند چه اطلاعاتی را می‌تواند با خانواده‌ خودش و خانواده شما در میان بگذارد. اگر هر بار که عصبانی، خسته و ناراحت هستید و در زندگی زناشوییتان مشکل پیدا کردید، به خانه والدینتان می‌روید آنها فقط مشکلات را می‌شنوند و وقتی مشکلاتتان را حل می‌کنید آنها را نخواهند شنید. اگر در زندگیتان مشکل دارید، باید آن مشکل را به اتفاق همسرتان حل کنید، کاملاً خصوصی و محرمانه.

• مرزبندی زمانی تعیین کنید تا هر دوی شما بدانید چه مدت زمان را باید در خانه والدینتان سپری کنید و آنها چند وقت یکبار می‌توانند پیش شما بیایند. گاهی‌اوقات زن و شوهرها به این دلیل دعوایشان می‌شود که والدین یکی از طرفین مدام در خانه آنها هستند و این باعث می‌شود هیچ زمانی را نتوانید تنها در کنار هم بگذرانید. یا گاهی هم زن مدام در خانه مادرش است و مسئولیت‌های خانه خود را به گردن نمی‌گیرد و یا خانواده همسر مداوم تلفنی تماس می‌گیرند تا از جزئیات زندگی زناشویی شما باخبر شوند.

• مرزهایی برای تصمیم‌گیری‌ها تعیین کنید تا هر دوی شما درک کنید که این خودتان هستید که باید تصمیمات را بگیرید بدون مشورت گرفتن و کمک خانواده‌ها. وقتی تصمیم را گرفتید نباید بگذارید چون یکی از والدین طرفین مخالفت کرده است، فکرتان را عوض کنید.

• درمورد مراقبت و تربیت بچه‌ها مرز تعیین کنید تا استانداردها و قوانینی که در خانه شما مشخص شده است توسط خانواده‌های طرفین برهم نخورد. اگر برای خودتان مرزی تعیین نکنید، مطمئناً مشکلاتی ایجاد خواهد شد. همچنین وقتی نتوانید والدین مداخله‌گر را سر جای خود بنشانید، مشکلات حتی بیشتر هم می‌شوند.

• وقتی درمورد مرزبندی‌ها تصمیم گرفتید، باید آنها را رعایت کنید. اگر یکی از طرفین این مرزها را بشکند، کل این فرایند برهم خورده و به والدین طرفین پیام دخالت کردن فرستاده می‌شود. علاوه بر این وقتی نتوانید یک توافق با همسرتان را رعایت کنید، اعتماد او را از دست خواهید داد. باید درک کنید که اگر اعتماد همسرتان را از بین ببرید، به قول‌وقرارهایتان در ابتدای ازدواج خیانت کرده‌اید.

• با والدینتان (یا والدین همسرتان که اعصابتان را خورد کرده‌اند) درمورد مرزبندی‌هایی که به اتفاق همسرتان مشخص کرده‌اید صحبت کنید. برای آنها مشخص کنید که این مرزبندی‌ها را با هم تعیین کرده‌اید و مورد قبول هر دوی شماست. شاید باور نکنید اما خیلی از مادرشوهرها نمی‌دانند که دخالت‌هایشان چقدر باعث ناراحتی شما می‌شود به همین دلیل باید یاد بگیرید که چطور قاطع باشید و وقتی کاری انجام می‌دهند که باعث ناراحتی و سرخوردگی شما می‌شوند با روش‌های قاطع و در عین حال محترمانه با آنها برخورد کنید.

• اگر مشخص است که در تعطیلاتی که باید در کنار خانواده‌هایتان بگذرانید، والدین شما و همسرتان با هم کنار نخواهند آمد، برای شما و همسرتان بهتر خواهد بود که هریک به طور جداگانه با خانواده خود صحبت کند. برای آنها توضیح دهید که بااینکه درک می‌کنید که ممکن است نتوانند دوستان خوبی برای هم شوند اما اگر بتوانند با هم کنار بیایند شما و همسرتان را بی‌اندازه خوشحال خواهند کرد.

• در موقعیت‌های اجتماعی بهتر است که آنها دور از هم نگه دارید تا اینکه بخواهید مدام استرس کنار آمدن آنها را داشته باشید. اگر یک شام کوچک خانوادگی است، بهتر است هر خانواده را جداگانه دعوت کنید تا از روبرو شدن آنها جلوگیری کنید. اما به خاطر داشته باشید که همه آنها آدم بزرگ هستند، حتی اگر رفتارشان چیز دیگری را نشان دهد.

• هیچوقت سعی نکنید همسرتان را مجبور کنید که بین والدین خود و شما یکی را انتخاب کند. درک کنید که زن دیگری که در زندگی هر مردی هست مادر اوست. اگر دیدید که شوهرتان مدام می‌گوید "مادرم فلان کار را فلان طور انجام می‌دهد" به او بگویید که برود و با او زندگی کند.

• جنگ‌هایتان را انتخاب کنید. گاهی‌اوقات باید قبول کنید که در بعضی موقعیت‌ها مخالفت کنید، مودبانه به آنها بگویید که بااینکه از پیشنهادشان ممنونید اما شما و همسرتان هستید که تصمیم نهایی را می‌گیرید. دقت کنید که با ملاحظه و ادب رفتار کنید، احساسات و عصبانیتتان را کنترل کنید و قبل از به زبان آوردن هر جمله‌ای آن را خوب در ذهنتان بررسی کنید.

آیا برای کنار آمدن با خانواده همسرتان مشکل دارید؟ اگر دوست دارید وضعیت خودتان را شرح دهید و از دیگران در قسمت نظرات راهنمایی بگیرید. یا اگر رابطه شما با والدین همسرتان بدون مشکل و خوشایند است تاجاییکه واقعاً آنها را دوست دارید و تحسینشان می‌کنید، چه توصیه‌هایی می‌توانید برای آنهایی که برای کنار آمدن با والدین همسرشان مشکل دارند مطرح کنید؟ منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم.

 


 

5 موضوعی که خانم ها در برخورد اول با آقایان متوجه می شوند
 
http://www.nightfa.com/uploads/1330289175.jpg
 
در یک ساعت اول آشنایی اکثریت خانم ها می فهمند که واقعاً دوست دارند بیشتر از یک گپ کوتاه با آن فرد رابطه داشته باشند یا خیر. منظور من این نیست که خانم ها ظاهربین هستند، نه. برای همه آنها شخصیت و آنچه درون مردها هست نیز مهم است اما اکثریت خانم ها توجهشان را بیشتر روی ظاهر و به دنبال آن بقیه مسائل مهم می گذارند. این به آن معنی نیست که جذابیت بین دو نفر به مرور زمان ایجاد نمی شود، اما اکثر خانم ها در اولین برخورد با مردها آنها را می سنجند و همان روز تصمیم می گیرند که آیا بار دومی هم او را ملاقات می کنند یا خیر.

در زیر به 5 موضوعی که خانم ها در اولین برخورد با آقایون به آن توجه می کنند اشاره می کنیم:

1) ظاهر

بله خانم ها اهمیت زیادی به ظاهر می دهند. جذب شدن ظاهری برای آنها اهمیت زیادی دارد. بنابراین اولین چیزی که به آن توجه می کنند این است که سر و وضع آن مرد به آنها می خورد یا نه. آیا از نظر ظاهری او را می پسندند؟ سلیقه ظاهری خانم ها معمولاً متفاوت است و معمولاً الگوی خاصی هم ندارند. یعنی ممکن است هم از مردهای قد بلند و هم از مردهای قد کوتاه خوششان بیاید. یا هم از مردهای مودار و هم از مردهای کچل. همه چیز به یک مسئله کلیدی بستگی دارد که هروقت مردی را می بینند به آنها گوشزد می کند که از او خوششان می آید یا نه.

2) آراستگی

این مسئله برای بیشتر خانم ها اهمیت خیلی خیلی زیادی دارد. آنها دوست دارند مردها را تمیز و مرتب ببینند. مردها باید موهایی تمیز و مرتب، پوست تمیز و دندانهای تمیز داشته باشند.

3) بو

بله، بو هم برای خانم ها خیلی مهم است. مردها باید بوی خوب بدهند تا توجه خانم ها را جلب کنند. لازم نیست حتماً عطر گران قیمتی زده باشند اما باید بوی خوب و مناسب بدهند.

4) رفتار

چطور حرکت میکند؟ آیا آرام و مودب حرف می زند یا نه؟ آیا موقع حرف زدن خیلی حرکت می کند؟ رفتار مردها هم اهمیت زیادی دارد. همه خانم ها درمورد رفتار و اعمال آقایون سلیقه خاص خودشان را دارند. بعضی خانم ها مردهای خشن تر را می پسندند اما خیلی ها مردهای آرام را دوست دارند. خانم ها حتی با نحوه تکان دادن دست آقایان، یا نگاه کردن آنها موقع حرف زدن درمورد شخصیت آنها قضاوت می کنند.

5) صدا و نحوه حرف زدن

وقتی حرف می زند صدای او چگونه است؟ آیا آرام و مودب حرف می زند یا بلند و با پرویی؟ خیلی مردها آنطور که خانم ها دوست دارند مودب حرف نمی زنند. این مسئله برای تصمیم گیری خانم ها برای ادامه رابطه با مردها خیلی مهم است. وقتی زنی به سمت مردی جذب شود معمولاً به صدا و حرف زدن او هم جذب می شود.

این پنج مورد مسائلی بودند که خانم ها در برخورد اولشان با آقایان به آنها توجه می کنند. این نکات معمولاً با بالا رفتن سن خانم ها تغییر می کند. در جوانی بیشتر به مسائل ظاهری اهمیت میدهند اما هرچه سنشان بالاتر می رود دیگر ظاهر به آن اندازه برایشان مهم نمی شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 8 اسفند 1390
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
-